پدر عزیزم روزت مبارک...
پدرم عاشق و بي ادعا بود در سرزمين شقايق ها و اقاقيها مثل نسيم بود ،آرام و با وقار چون جويباري زنده که ازميان دشت معرفت مي گذشت چون قطره ي شبنم بر لب گلبرگ هاي گل رز ،دل نواز مهربان بود ،چون خورشيد فروزان و پاک و ساده چون آيينه سبز بود و خرم مثل ارديبهشت و گرم مثل روزهاي تابستاني صفا و صميميت و همراهي از وجودش سرچشمه مي گرفت و اکسير مهر او، در دل همه کيميا ميکرد و محبت از لبانش فرياد ميزد، پدرم، چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است بدو...








